راز سخن

شمارهٔ ۱۶۴

در عشق دلم فراق بهر افتاده ست

در عشق دلم فراق بهر افتاده ست
وز صاف لطف به درد قهر افتاده ست
از مهر مهی نهفته در پرده راز
با شور و شری شهره شهر افتاده ست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.