شمارهٔ ۷۶ - در غزل است
تا تو باشی مرا جهان چه بود
تا تو باشی مرا جهان چه بود
تابود بوسه تو جان چه بود
با جمال تو ماه را چه خطر
با کمال تو آسمان چه بود
چون لب لعل فام بگشائی
گوهر اندر میان کان چه بود
چون رخ لاله رنگ بنمائی
گل تازه به بوستان چه بود
عشق بی نام و بی نشانم کرد
عاشقی را جز این نشان چه بود
درد دل با تو شرح نتوان داد
تو چه دانی که این و آن چه بود
سود کرد قوامی از غم تو است
باتو در بند سوزیان چه بود
من چه دانم که چیست قیمت تو
خر چه داند که زعفران چه بود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.