راز سخن

شمارهٔ ۸۲

دیدم صنمی ز نور باری نه ز گل

دیدم صنمی ز نور باری نه ز گل
دیدم پسری بروی محراب چگل
زوبین بدور و فکنده آن مهر گسل
از دیده بجان بر زند از دست بدل

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.