راز سخن

شمارهٔ ۱۳۶

خدایگانا کار جهان شناخته‌ای

خدایگانا کار جهان شناخته‌ای
به تیغ سر ز همه مهتران فراخته‌ای
بسا ملک پسرا کو فتاده بوده ز ملک
تو بر سریر بملک اندرش شناخته‌ای
موافقان را از ناز دل فروخته‌ای
مخالفان را از رنج تن گداخته‌ای
ترا خدای بهر نیکویی نواخته است
چو خلق را به همه نیکویی نواخته‌ای
ز روزگار همه کار خویش یافته‌ای
به تیغ کین به همه دشمنانت تاخته‌ای

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.