راز سخن

شمارهٔ ۴۴

همیشه چشم دل و جان شاه روشن باد

همیشه چشم دل و جان شاه روشن باد
بروز مردیش از فتح ترک و جوشن باد
همیشه جایگه دشمنانش زندان باد
همیشه جایگه دوستانش گلشن باد
هوای روشن بر حاسدانش تاری باد
زمین تاری بر ناصحانش روشن باد
حسود او را تن سال و ماه بیسر باد
عدوی او را جان سال و ماه بی تن باد
همیشه خانه او جایگاه شادی باد
همیشه خانه دشمنش جای شیون باد
ستاره چاکر او را همیشه چاکر باد
زمانه دشمن او را همیشه دشمن باد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.