راز سخن

شمارهٔ ۲۳۹

عاشقم عاشقم به یار قسم

عاشقم عاشقم به یار قسم
به وصال تو ای نگار قسم
دیده‌ام شد سپید در طلبت
به سر راه انتظار قسم
گر شوم کشته ترک او نکنم
به دم تیغ آبدار قسم
در پریشانیم سخن نبود
به سر زلف تابدار قسم
جگرم شد کباب در ره عشق
به تو ای آتشین‌عذار قسم
جز خزان موسمی ندیده گلم
به خودآرایی بهار قسم
بلبل گستان باغ وِیَم
به تماشای لاله‌زار قسم
دل و جان هر دو باختم یکجا
به حریفان خوش‌قمار قسم
ندهد دل به دیگری قصاب
به سر نازنین یار قسم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.