راز سخن

شمارهٔ ۵۸۰

رنجورم و خسته‌دل، طبیبان مددی!

رنجورم و خسته‌دل، طبیبان مددی!
غربت شده دشمنم، حبیبان مددی!
حب‌الوطنم ز جای برداشته دل
وقت آمده، ای شام غریبان مددی!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.