راز سخن

شمارهٔ ۵۶۳

هرگز نشدم جرعه‌کش از جام گله

هرگز نشدم جرعه‌کش از جام گله
در زیر لبم شکست پیغام گله
دارد چو دلم تاب جفای همه‌کس
شرمم بادا ز بردن نام گله

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.