راز سخن

شمارهٔ ۵۶۱

در غربتم استخوان چو نی نالیده

در غربتم استخوان چو نی نالیده
کاهیده نشاط و محنتم بالیده
محروم ز ارض طوس صحرای دلم
دشتی‌ست ز سیل غربتم مالیده

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.