شمارهٔ ۵۵۷
عشقت ره دیوانه و فرزانه زده
عشقت ره دیوانه و فرزانه زده
این برق بر آشنا و بیگانه زده
از ناخن شانه، در سر زلف تو دل
چون دانه تسبیح بود شانه زده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.