راز سخن

شمارهٔ ۵۰۹

عقل آمد و دل در اضطراب است همان

عقل آمد و دل در اضطراب است همان
بی عشق، خردمند خراب است همان
هرچند که ابر، کشت را در کارست
محتاج به فیض آفتاب است همان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.