شمارهٔ ۴۷۶
یک چند به فسق و معصیت یار شدم
یک چند به فسق و معصیت یار شدم
در کعبه، ترانهسنج زنّار شدم
در حالت نزع، توبهام یاد آمد
چون قافله کوچ کرد، بیدار شدم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.