راز سخن

شمارهٔ ۴۷۳

زان روز که از مادر گیتی زادم

زان روز که از مادر گیتی زادم
یک لحظه نرفته حسن و عشق از یادم
صلوات‎فرست جلوه شیرینم
تعویذنویس بازوی فرهادم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.