راز سخن

شمارهٔ ۴۶۶

فارغ شده‌ام ز ننگ و آسوده ز نام

فارغ شده‌ام ز ننگ و آسوده ز نام
چون من نگرفته کس ز رسوایی کام
سودای دلم همیشه طغیان دارد
دیوانه عشق را بهارست مدام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.