شمارهٔ ۳۲۹
خونم ز ره نظر به در چون نرود؟
خونم ز ره نظر به در چون نرود؟
دلتنگ شوم ز دیده گر خون نرود
رحم است بر آن که راه روزن بندد
کز خانهاش آفتاب بیرون نرود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.