راز سخن

شمارهٔ ۲۴۲

ای عشق، ترا کس به نشان نشناسد

ای عشق، ترا کس به نشان نشناسد
زان سان که تویی، کس آنچنان نشناسد
آن را که امیدی تو، نباشد نومید
آن را که بهاری تو خزان نشناسد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.