راز سخن

شمارهٔ ۱۵۸

در ساغر من مِی طلبی را جا نیست

در ساغر من مِی طلبی را جا نیست
می‌گویم و از هیچ کسم پروا نیست
با گوهر اشک خویشتن ساخته‌ام
چشمم چو حباب بر کف دریا نیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.