راز سخن

شمارهٔ ۳۶۵

چون به سوی تو گشایم در کاشانه چشم

چون به سوی تو گشایم در کاشانه چشم
خانه چین شود از روی توام خانه چشم
بس که بر خاک درت چشم شهیدان شد فرش
ز آستانت مژه روید چو در خانه چشم
میل دل سوی می و ساغر عشرت کشدش
هرکه خونابه نپیموده ز پیمانه چشم
به تماشای جمال تو مرا جایی نیست
دل فروگیرتر از گوشه کاشانه چشم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.