شمارهٔ ۳۳۸
ما شکست دل خود را ز خدا خواستهایم
ما شکست دل خود را ز خدا خواستهایم
وز خدا فرصت دشمن به دعا خواستهایم
همه جویند می عشرت و ما زهر ملال
دردسر نیست درین باده که ما خواستهایم
تا برآرند شهان ناله ز ناکامی خویش
خویش را بر سر کوی تو گدا خواستهایم
بر سر کوی تو هر بی سر و پا محرم نیست
ما غلط کرده، غبارش ز صبا خواستهایم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.