شمارهٔ ۳۰۵
مرده را زنده کند چون سخنآراست لبش
مرده را زنده کند چون سخنآراست لبش
غنچه گلشن اعجاز مسیحاست لبش
سخن از لعل لبش دیر جدا میگردد
بس که آلوده به شیرینی جانهاست لبش
غیرت عشق مرا بین، که چو دیدم رویش
کشت رشکم چو نهان جان ز دلم خواست لبش
هر سخن کز لب دلدار برون میآید
شکرآلوده بود، بس که شکرخاست لبش
هر جفا کز تو رسد بر دل قدسی، خوش باد
آشنا کی به حدیث گلهآراست لبش؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.