راز سخن

شمارهٔ ۱۷۷

حلقه بر در مزن، که راهت نیست

حلقه بر در مزن، که راهت نیست
جان تسلیم عذر خواهت نیست
همه راه تو غفلتست، مرو
فکر تنبیه و انتباهت نیست
الله الله، که در طریق وفا
جان حق بین و رو براهت نیست
دعوی عاشقی کنی و آنگاه
با چنین دعویی گواهت نیست
می روی وز کمال استغنا
جانب خستگان نگاهت نیست
رحم بر حال عاشقان فقیر
گاه داری و گاه گاهت نیست
قاسمی، غرق غفلتی که مدام
مات گشتی و قصد شاهت نیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.