شمارهٔ ۱۱۴
ملامت را بمان، چه جای بیمست؟
ملامت را بمان، چه جای بیمست؟
که روح القدس جانت را ندیمست
اگرچه راه دشوارست آخر
که امداد از مددهای کریمست
تو عاشق باش و طور عاشقی ورز
که عاشق بر صراط مستقیمست
غنیمی کز روانت روضه سازد
بچشم سر ببین: عشق آن غنیمست
دلی، کز عاشقی بی رنگ و بویست
مخوانش دل، که شیطان رجیمست
دلم را غیر درگاه تو جا نیست
مدام این دل برین درگه مقیمست
بیا، قاسم، ز هستی توبه می کن
که سلطان تو تواب الرحیمست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.