راز سخن

بخش ۱۳

جلایر چون گذارش بر ری افتاد

جلایر چون گذارش بر ری افتاد
به مهمان داری کهیای بغداد
بسی اعجوبه در پاشویه ها دید
که الحق واجب الواگویه ها دید
تو ای دشت اوجان پیوند جانی
بهشت ملک آذربایجانی
به کام نیک خواهان شادزی، شاد
همیشه سبز و خرم باش و آباد
که اینک نایب شاه جوان بخت
فزاید در فضایت رونق بخت
ز یک سو، ساز نای و کوس عیش است
دگر سو بانگ های و هوی جیش است
خداوندا ترا دیگر چه عزم است؟
که نای بزم تو با کوس رزم است؟
قفی بالامن قومی بالفراغه
که لشکر می رود سوی مراغه

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.