راز سخن

شمارهٔ ۵۴

کنون که دامن مقصود اوفتاد به چنگ

کنون که دامن مقصود اوفتاد به چنگ
به کام غیر ز کف دادنش محال بود
ز فرط شوق حضورش‌ هنوز حیرانم
که بر که می‌نگرم خواب یا خیال بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.