شمارهٔ ۵۲
کسی ندیده سیهروزی از بخیل بتر
کسی ندیده سیهروزی از بخیل بتر
که خود تعب کشد و غیری انتفاع کند
از آنکه تا هنوزش بود به تن رمقی
ز ناز و نوش جهان طبعش امتناع کند
ولی جنازهاش از در برون نرفته هنوز
در آن زمان که جهان را به جان وداع کند
به مال و دولت او سفلهای گمارد چرخ
که نان او خورد و با زنش جماع کند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.