غزل شمارهٔ ۲۲
مرا شوخیست شیرینلب که رنگ نیشکر دارد
مرا شوخیست شیرینلب که رنگ نیشکر دارد
جمال مهر و حس حور و خوبی قمر دارد
مُحلّق مشک تبّت را به برگ یاسمن سازد
معلق ماه نخشب را به سرو کاشمر دارد
به رنگ نیشکر ماند رخش لیکن عجب دارم
که لعل دلفریبش از چه طعم نیشکر دارد
مگمر اکسیر طنازیست حس عالم افمروزش
که از تاثیر آن اکسیر رویش رنگ زر دارد
همیگویند صندل دردسر را می کند زایل
چهشد کان چهرصندل گون مرابا دردسر دارد
نه آخر جوهری گوید که مروارید رخشان را
به زردی چون گراید رنگ قیمت بیشتر دارد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.