شمارهٔ ۱۵۰
یا من اشتد فیک اهوائی
یا من اشتد فیک اهوائی
سیدی، سیدی و مولائی
حبّ خدّام باب دار کم
اشربت فی عروق اعضائی
اشتیاقی الیک قد ملئت
مخّ قلبی، صمیم اجزائی
کاد روحی یطیر نحوکم
اشتیاقا الیک مولائی
کاد قلبی من الجوی انشق
قصد الروح نحو اجزائی
یا الهی الیک اشکوا اسب
منک همّی الیک شکوائی
انت ذو رحمة و ذو فضل
فادر اسمع لنجوائی
مقصدی منک رؤیة القائم
بعد ذاک اتّباع مولائی
صل حیاتی بعصر دولته
ارنیه تقّر عینائی
ان انا متّ قبل مبعثه
ردّنی رجعة باولائی
قد وعدت الرجوع شیعته
ارجعا محیتا بأحیائی
ان اسأت و قیل لی محن
او بفیض اکتنی بلامائی
بدلّ السیئات احسانا
و الفیض لی تصدّق اسمائی
بالنبی و آله الامجاد
سیما صاحبی و مولائی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.