شمارهٔ ۱۴۵
ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
شرح نعیم خلد ز وصلت روایتی
علم خضر ز بحر علومت نشانهای
آب حیات معرفتت را کنایتی
انفاس عیسی از نفست بود شمهای
تعمیر عمر نوح تو را بود آیتی
کی عطر سای مجلس روحانیان شدی
گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی
هر پاره از دل من و از غصه قصهای
هر سطری از خصال تو وز رحمت آیتی
تا چند ای امام بسوزیم در فراق
آخر زمان هجر شما را نهایتی
در آرزوی خاک درش سوختیم ما
یادآور ای صبا که نکردی حمایتی
ای فیض عمر رفت و ندیدی امام را
صد مایه داشتی و نکردی کفایتی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.