راز سخن

شمارهٔ ۱۲۵

اماما پای نه تا آنکه در پایت سراندازیم

اماما پای نه تا آنکه در پایت سراندازیم
نثار خاک راهت را دل و جان و زر اندازیم
جهان تیره پر ظلم را از هم بیفشانیم
فلک را سقف بشکافیم و طرح دیگر اندازیم
یکی از عقل می‌‏لافد یکی طامات می‌‏بافد
بیا کین داوری‏‌ها را به پیش داور اندازیم
اگر دشمن بر آن باشد که خون دوستان ریزد
به سیف اللّه دست آریم و بنیادش براندازیم
خوش آن روزی که بینیمت نشسته جای پیغمبر
به دور مجلست گردیم و از دشمن سراندازیم
صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز
بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
به خاک درگهش روی نیاز آریم همچون فیض
از آنجا خویش را شاید به حوض کوثر اندازیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.