شمارهٔ ۳۲
دل سراپرده محبت اوست
دل سراپرده محبت اوست
دیده آئینه دار طلعت اوست
سر و جانم فدای خاک رهش
تن زارم برای خدمت اوست
تا «نُریدُ نَمُنّ» حق فرمود
گردنم زیر بار منت اوست
همه کس بر طهارتش شاهد
همه عالم گواه عصمت اوست
جبرئیل امین در آن درگاه
پردهدار حریم حرمت اوست
هر کسی را غمی و ما و غمش
فکر هر کس به قدر همت اوست
فیض را بهره گر ز تقوی نیست
سینهاش مخزن محبت اوست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.