شمارهٔ ۱۰
مژده وصل آن رفیع جناب
مژده وصل آن رفیع جناب
آمد از نزد حق به نص کتاب
میوزد از درش نسیم بهشت
بوی رحمان از این نفس دریاب
اینک اینک رسید وقت لقا
السرور، السرور، یا احباب
هاتف غیبم این پیام آورد
کابشروا بالقدوم یا اصحاب
قد دنا محضری بحضرتکم
هین برون آمدیم از جلباب
وقت آن شد که وصل ما گردد
مرهم زخم سینههای کباب
العجل، العجل، بلاء مهل
الحضور، الحضور، هان بشتاب
بسته شد باب فیض بر رخ فیض
افتتح یا مفتّح الابواب
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.