غزل شمارهٔ ۸۱۰
راه حق را مرد باید مرد کو
راه حق را مرد باید مرد کو
توشهٔ آن درد باید درد کو
چهرهٔ گلگون درینره کی خرند
زرد باید روی روی زرد کو
اشک باید گرم باشد آه سرد
اشگ گرم ایجان و آه سرد کو
فرد میباید شدن از غیر او
سالکی از ما سوی الله فرد کو
در ره او گرد میباید شدن
آنکه گردد در ره او گرد کو
یار کی همدرد باید راه را
ای دریغا یار کی همدرد کو
پرورش باید ز عشق دوست جان
فیض را از عشق جان پرورد کو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.