راز سخن

غزل شمارهٔ ۷۱۴

بهار آمد بهار آمد چمن شد پر گل و ریحان

بهار آمد بهار آمد چمن شد پر گل و ریحان
نگار آمد نگار آمد دو عالم شد درو حیران
بهار آمد بهار آمد روانرا تازه کن ای دل
نگار آمد نگار آمد بجانان زنده شو ای جان
مفاتیح جنان آمد نعیم جاودان آمد
نسیم جان جان آمد ز سوی روضهٔ رضوان
نوید خرمی آمد ز بهر سینهٔ غمگین
برات خوشدلی آمد برای دیدهٔ گریان
فرح آمد فرح آمد بیرون آ از غم و اندوه
سرور آمد سرور آمد برا از کلبهٔ احزان
نشاط آمد نشاط آمد غم و اندوه دل طی شد
بگوشم زان دیار آمد نوید عیش جاویدان
معطر شد دماغ من منور گشت چشم جان
ز بوی زلف دلدار و فروغ طلعت جانان
چو دستت داد این نعمت بکن از هر دو عالم دل
اثر مگذار ازفیض و برا از عالم امکان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.