راز سخن

غزل شمارهٔ ۶۲

عشق پرداز ما مرا دریاب

عشق پرداز ما مرا دریاب
ای بلای خدا مرا دریاب
سوخت از آتش هوس جانم
بردم آبم هوا مرا در یاب
لحظه لحظه خودی و خود بینی
گیردم از خدا مرا دریاب
صحبت خلق دورم از حق کرد
عمر من شد هبا مرا در یاب
هر دم آید گرانی از طرفی
گیرد از من مرا مرادریاب
در گلو غصه قصه در دل ماند
محرم رازها مرا دریاب
کشت بیگانه ام به غمخواری
یکره ای آشنا مرا دریاب
نزدم در رضای حق نفسی
برضای خدا مرا دریاب
بگدائی بدین در آمده ام
نظری کن شهامرا دریاب
فیض را سوی حق نشانی ده
رهبر وراهنمای مرا دریاب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.