شمارهٔ ۷۰۰
خوش بیخبر ز حال دل زار گشتهای
خوش بیخبر ز حال دل زار گشتهای
معلوم میوشد که خبردار گشتهای
بیداری شکستهدلان ضعف طالعست
پیداست بخت خفته که بیدار گشتهای
هر قطره اشکم آینة جلوههای تست
ظالم بیا ببین که چه گلزار گشتهای
غمخوارگی علامت غمخوار دوستی است
دل دادهای ز دست که دلدار گشتهای
گر بوی درد میشنوم از تو، دور نیست
در لالهزارِ سینة افگار گشتهای
با قید خویشتن نتوان صید عشق شد
آزاد گشتهای که گرفتار گشتهای
بیدرد درد کس نتواند علاج کرد
دانستم ای مسیح که بیمار گشتهای
ای درد بر نیایم اگر با تو، دور نیست
کم گشته است صبر و تو بسیار گشتهای
فیّاض از درشتی ایّام شکوه چند
آخر غنیمت است که هموار گشتهای
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.