شمارهٔ ۶۸۰
عجب عجب که تو عاشق ز بلهوس نشناسی
عجب عجب که تو عاشق ز بلهوس نشناسی
گلی و طرفه که گلبن ز خار و خس نشناسی
چنان به کنج قفس ناتوان و زار و ضعیفم
که گر ببینیم از رخنة قفس نشناسی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.