راز سخن

شمارهٔ ۶۳۵

چه خواهد شد دو روزی جور کمتر می‌توان کردن

چه خواهد شد دو روزی جور کمتر می‌توان کردن
دو روزی با اسیران بلا سر می‌توان کردن
سرت گردم به رسم امتحان لطفی زیان می‌کن
اگر بهتر شود یک داغ دیگر می‌توان کردن
بگو قاصد از آن لب هر چه هم نشنیده‌ای با من
وگر آخر شود بازش مکرّر می‌توان کردن
ز دینم کرده‌ای بیگانه از یک لطف پنهانی
به لطف دیگرم یکباره کافر می‌توان کردن
تغافل پیشه کن فیّاض اگر رام خودش خواهی
به یک رم هر دو عالم را مسخّر می‌توان کردن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.