راز سخن

شمارهٔ ۵۲۷

کاش چون پروانه من هم بال و پر می‌داشتم

کاش چون پروانه من هم بال و پر می‌داشتم
جرأت گردیدنی بر گرد سر می‌داشتم
می‌توانستم گرفتن گاهی از خود هم خبر
گر درین مستی ازو گاهی خبر می‌داشتم
فرصت پامال بیکاریست یاران، چون کنم!
کار می‌کردم گهی فرصت اگر می‌داشتم
گریة خونین جگر نگذاشت در سر کار من
می‌زدم بر قلب آن دل گر جگر می‌داشتم
یاد آن قوّت که فیّاض از مددگاریِّ آه
گاهگاهی خویش را از خاک برمی‌داشتم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.