راز سخن

شمارهٔ ۳۰۱

چون صبا از گل تو بو گیرد

چون صبا از گل تو بو گیرد
اول از خون دل وضو گیرد
شانه هر شب حساب دل‌ها را
از سر زلف مو به مو گیرد
زخم دل را نمی‌ توانم بست
لب دریا کجا رفو گیرد!
گر بخندد به روی مرهم داغ
نمک داغ چشم او گیرد
مفت فیّاض دان که محتسبش
دست در گردن سبو گیرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.