راز سخن

شمارهٔ ۲۴۰

کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!

کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!
ترا به کشتن عشّاق کاش سر گنجد
چه غم ز تنگ‌دلی‌های من محبَّت را
به ظرف تنگ‌تر این باده بیشتر گنجد
میان شعله و پروانه این مسافت نیست
که در میانه حجابی ز بال و پر گنجد
میانة من و او اتّحاد از آن بیش است
که در میان ره آمد شد نظر گنجد
محبّتم به دلش جا اگر کند فیّاض
عجیب نیست، که در سنگ هم شرر گنجد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.