راز سخن

شمارهٔ ۱۰۷

از عشق که جان در تن بیمار حزین است

از عشق که جان در تن بیمار حزین است
معشوق مزلّف نفس باز پسین است
عمری صفت زلف و خط و خال تو کردیم
یک بار نگفتیم در ابروی تو چین است
می‌خواست مدام از لب ما شکر زند دم
صد شکر که آیین شکایت نه چنین است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.