راز سخن

شمارهٔ ۸۱

چو دادند اختیار کل قضا را

چو دادند اختیار کل قضا را
غم دوران حوالت کرد ما را
کواکب را به گردون کرد تقدیر
به خاکستر نشاند این دانه‌ها را
ز دست آسمان چندین چه نالی!
که گرداننده‌ای هست آسیا را
چه اقبالست یارب در کمینم
که تأثیری نمی‌بینم دعا را!
ترا گر درد دیدارست فیّاض
به جز حسرت که دارد این دوا را!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.