شمارهٔ ۸۶
در پرده شدی پرده فتاد از کارم
در پرده شدی پرده فتاد از کارم
خون گشت روان و چشم گوهر بارم
بگداخت تنم سوخت دل افگارم
دریاب و گرنه می کشد غم زارم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.