راز سخن

شمارهٔ ۶۱

ای ریخته خونم بدو چشم خونریز

ای ریخته خونم بدو چشم خونریز
ناکرده ز خون ناحق من پرهیز
تیز از دل سخت گشته تیغ مژه ات
تیغیست بلی ز سنگ می گردد تیز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.