راز سخن

شمارهٔ ۳۷

عاشق صاف طبع و پاک دلم

عاشق صاف طبع و پاک دلم
واله حکمت جلال و جمال
با خط حسن دلبران در عشق
می کنم مشق تا رسم بکمال
فارغم از حظوظ نفسانی
حظ نفسم نمی رسد بخیال
لیک از مهوشان شهر مرا
هست قطع علاقه امر محال
روش و رسم سایه دارم من
مهوشان را افتاده در دنبال
در زمانی که آن پری صفتان
می گریزند از من بد حال
می دوم بی قرار و صبر ز پی
در تردد نمی کنم اهمال
روی چون می نهند جانب من
تا بر آرند کام من بوصال
می گریزم ز صحبت ایشان
خویشتن را نمی کنم پامال
غیر ازین نیست عادتم همه عمر
بخدای مهیمن متعال

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.