شمارهٔ ۲۴
صانعی کز آب و گل فیض کمال قدرتش
صانعی کز آب و گل فیض کمال قدرتش
دلبران لالهرخسار سمنبر آفرید
تا نماید صنع او ضایع ز بهر عاشقی
دل درون عاشقان درد پرور آفرید
عاشقان را بر جفای ماه رویان صبر داد
ماه رویان را جفاکار و ستمگر آفرید
گر بجرم عشق عاشقی را نگیرد دور نیست
چون ز بهر عاشقی دل داد و دلبر آفرید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.