شمارهٔ ۱۵۳
پریرخان به جفا قصد جان ما مکنید
پریرخان به جفا قصد جان ما مکنید
وفا کنی به عشاق خود جفا مکنید
ز انتظار بتر در جهان بلایی نیست
نمی کنید وفا وعده وفا مکنید
بهر که دوستی می کنید در حق او
طریق صدق رعایت کنید یا مکنید
رقیب از ره و رسم وفاست بیگانه
ز بهر خاطر او ترک آشنا مکنید
ز تیر غمزه دل خسته را نصیب دهید
غنیمت است ثواب چنین خطا مکنید
میفکنید بدلها گره ز بهر خدا
گره ز سلسله مشکبار وا مکنید
ز زلف و خال و خط خود جدا فضولی را
اسیر دام غم و محنت و بلا مکنید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.