راز سخن

شمارهٔ ۴۸

عشق مضمون خط لوح جبین است مرا

عشق مضمون خط لوح جبین است مرا
سرنوشت از قلم صنع همین است مرا
روی بر راه سگ کوی تو سودن صد ره
بهتر از سلطنت روی زمین است مرا
ترک کوی تو نمی گیرم اگر می میرم
روضه کوی تو فردوس برین است مرا
در ره عشق تو گر بی دل و دینم چه عجب
چشم مست تو بلای دل و دین است مرا
بگمانی که شود وصل میسر یا نه
زار مردن بغم هجر یقین است مرا
می دهم جان بامیدی که مگر دور شود
غم هجر تو که درجان حزین است مرا
داغ دل گشت فضولی سبب سلطنتم
که ازو ملک جنون زیر نگین است مرا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.