راز سخن

شمارهٔ ۱۵۲

دستی که همیشه بود در گردن تو

دستی که همیشه بود در گردن تو
اکنون سوزد ز دوری دامن تو
تاری شده‌ام در آزروی تن تو
اما کو بخت تار پیراهن تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.