شمارهٔ ۱۴۹
عمری بودم چون شب غم نامه سیاه
عمری بودم چون شب غم نامه سیاه
تا بو که رسم به وصل آن مه ناگاه
اکنون که به دیده کرد منزل آن ماه
همچون مژه در برون در ماند نگاه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.